تبليغاتX
:: آفتاب ابری ::
 

 

درباره وبلاگ

:: شخصی را به جهنم می بردند . در راه بر می گشت و به عقب خیره می شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببرید . فرشتگان پرسیدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت

پیوند های وبلاگ
پشتیبانان
خدار را دوست دارم به خاطر اينكه ...

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با هر username كه باشم، من را connect می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه friend برای من add می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه اینهمه wallpaper كه update می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند


ادامه مطلب
لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387مربوط به   توسط آفتاب ابری  | 
امید در نا امیدی

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد............ فریاد زد: '' خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟''
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟
آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387مربوط به   توسط آفتاب ابری  | 
راست دروغ
 

بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگومي پندارد دروغ بگويي

لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387مربوط به   توسط آفتاب ابری  | 
سلام

سلام....

در شگفتم که سلام

آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است.

شاید این بدان معناست که پایان نماز یک دیدار است!

(دکتر شریعتی)

 

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387مربوط به   توسط آفتاب ابری  | 
مصاحبه با خدا

THE INTERVIEW WITH GOD

مصاحبه با خدا


 

I dreamed I had an interview with God.

در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم

 So you would like to interview me? God asked.

او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟

If you have the time? I said.

گفتم ....اگر وقت داشته باشيد....

God smiled. ? My time is eternity.

لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد

What questions do you have in mind for me?

چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟

What surprises you most about humankind?

پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده  مي کند؟

 

 


ادامه مطلب
لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387مربوط به   توسط آفتاب ابری  | 
:::: عناوین آخرین مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © aftabeabri.Blogfa.Com

This Template Designed By mihandownload.com